القب
🌐 قبیله
این صورت احتمالاً کوتاهشده یا نادرستنگاشتهشدهٔ واژهای دیگر است؛ نزدیکترین واژهٔ رایج «القُبّ» یا «القُبْل» نیست و معنای روشنِ معیار ندارد. اگر منظور از ریشهٔ «قب» باشد، در عربی صورتهایی مانند «قَبْض»، «قَبْل» و مانند آن رایجترند. بنابراین «القب» بهتنهایی نیازمند زمینه است و بدون آن تعریف دقیقی ندارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ساسها
📌 ضربان قلب
📌 بانوی قاتل
جمله سازی با القب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بع ييدها ش يييد الق ييوم عل ييى القب يير تل ييك القب يية الطي ي يية
بعد از او، کسی که مسئول جهان است...
💡 جلس القب قرب النافذة، يتابع حركة الناس في الشارع بصمت.
مرد نزدیک پنجره نشسته بود و در سکوت، رفت و آمد مردم در خیابان را تماشا میکرد.
💡 طلب المدير من القب أن يجهز التقارير قبل نهاية الدوام.
مدیر از دانشآموز خواست که گزارشها را قبل از پایان روز کاری آماده کند.
💡 كان القب منظمًا في عمله، لذلك أنهى مهامه دون تأخير.
رئیس در کارش منظم بود، بنابراین وظایفش را بدون تأخیر به پایان میرساند.
💡 ومعه ييا عجزن ييا ع يين ف ييك ألغ يياز القب يية املفتوح يية
و با آن، ما قادر به حل معماهای حل نشده قبیله نبودیم.