القامة

🌐 ارتفاع

«القامة» به معنای «قد، قامت، بلندیِ بدن» است و برای اندازهٔ ایستادهٔ انسان به کار می‌رود. در زبان عربی همچنین می‌تواند به معنای «شخصی با منزلت و هیبت» باشد، یعنی کسی که از نظر شأن و شخصیت برجسته است. در فارسی معمولاً آن را «قامت» یا «بلندی اندام» ترجمه می‌کنند.

جمله سازی با القامة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانتْ القامة المشرقةُ للمعلمِ سببًا في إعجابِ طلابِه بهِ.

قامت نورانی معلم دلیل تحسین شاگردانش بود.

💡 وقفَ الشيخُ القامة في المجلسِ فاستمعَ إليهِ الجميعُ باحترامٍ.

شیخ با قامتی بلند در مجلس ایستاده بود و همه با احترام به سخنانش گوش می‌دادند.

💡 وقف الشاب رشوق القامة أمام الباب ينتظر صديقه.

مرد جوان قدبلند و لاغر اندامی جلوی در منتظر دوستش ایستاده بود.

💡 يتمتّعُ اللاعبُ القامة الطويلةَ بحضورٍ واضحٍ داخلَ الملعبِ.

این بازیکن قدبلند حضور پررنگی در زمین دارد.

💡 سار المقاتل هطع القامة من شدة الإعياء بعد رحلة طويلة في الصحراء.

جنگجو با قامتی ستبر و خسته از سفری طولانی در بیابان، راه می‌رفت.

💡 انحنت القامة أمام الكاميرا أثناء التحية الرسمية في الحفل.

این چهره در مراسم استقبال رسمی، در مقابل دوربین تعظیم کرد.

💡 أحب الناس القامة الممشوقة للموديل في العرض بسبب انسجامها مع الملابس.

مردم اندام لاغر و کشیده مدل در نمایش را دوست داشتند، چون با لباس ها هماهنگی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران