الفني
🌐 هنرمند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فنی
📌 هنر
📌 هنری
📌 تکنسین
📌 اساسی
📌 حرفه ای
جمله سازی با الفني
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاول الفني أن يوتر الآلة بسرعة حتى لا يتأخر العرض.
تکنسین سعی کرد به سرعت دستگاه را آماده به کار کند تا نمایش به تأخیر نیفتد.
💡 أصلح الفني الکامريا بعد أن تعطلت أثناء تصوير الحفل المدرسي.
این تکنسین پس از خراب شدن دوربین در حین فیلمبرداری کنسرت مدرسه، آن را تعمیر کرد.
💡 انفجر الجهاز القديم أثناء التشغيل، فاضطر الفني إلى قطع الكهرباء لحماية بقية المعدات.
دستگاه قدیمی در حین کار منفجر شد، بنابراین تکنسین مجبور شد برای محافظت از بقیه تجهیزات، برق را قطع کند.
💡 فحص الفني المعدات بعناية حتى يتأكد من سلامة التشغيل.
تکنسین با دقت تجهیزات را بررسی کرد تا از عملکرد ایمن آنها اطمینان حاصل کند.
💡 فحص الفني المحرك قبل تشغيل السيارة صباحًا.
تکنسین قبل از روشن کردن ماشین در صبح، موتور را بررسی کرد.
💡 كان الفني مسؤولًا عن تشحيم الآلات قبل بدء التشغيل.
تکنسین مسئول روغنکاری ماشینآلات قبل از شروع به کار بود.
💡 تم إصلاح انحراف العجلة بعد الفحص الفني في الورشة.
تنظیم نبودن چرخها پس از بازرسی فنی در کارگاه تعمیر شد.
💡 تعطلت البكرة القديمة، فاضطرّ الفني إلى استبدالها بسرعة.
قرقره قدیمی خراب شد، بنابراین تکنسین مجبور شد سریع آن را تعویض کند.
💡 طلب الفني فحص الة لااط قبل تشغيلها مرة أخرى في المصنع.
تکنسین درخواست کرد که دستگاه قبل از راهاندازی مجدد در کارخانه، بررسی شود.
💡 طلب الفني أن اهن القطعة قبل تركيبها.
تکنسین از من خواست که قبل از نصب، قطعه را تمیز کنم.
💡 حصلت مشكلة صغيرة في الطابعة، لكن الفني أصلحها بسرعة.
یک مشکل جزئی با چاپگر وجود داشت، اما تکنسین آن را به سرعت برطرف کرد.
💡 قام الفني بخرط القطعة المعدنية لتصبح أكثر دقة في القياس.
تکنسین قطعه فلزی را چرخاند تا اندازهگیری آن دقیقتر شود.
💡 أصلح الفني العجلات الأمامية لأن الاهتزاز أصبح واضحًا أثناء القيادة على الطريق السريع.
تکنسین چرخهای جلو را تعمیر کرد زیرا لرزش هنگام رانندگی در بزرگراه قابل توجه شده بود.
💡 قام الفني بتشغيل النظام الجديد بعد التأكد من سلامة التوصيلات.
تکنسین پس از اطمینان از ایمن بودن اتصالات، سیستم جدید را فعال کرد.
💡 استبدل الفني انتز التالف قبل بدء العمل مباشرة.
تکنسین بلافاصله قبل از شروع کار، قطعه آسیب دیده را تعویض کرد.
💡 امتلأت الممرات بالزوار عند افتتاح المعرض الفني صباح اليوم.
صبح امروز، وقتی نمایشگاه هنری افتتاح شد، راهروها پر از بازدیدکننده بود.
💡 قال الفني إن الکردحة في الجدار تحتاج إلى إصلاح سريع.
تکنسین گفت که ترک دیوار نیاز به تعمیر فوری دارد.
💡 اشترى الفني عبوة اویل من المتجر قبل صيانة السيارة.
تکنسین قبل از سرویس ماشین، یک قوطی روغن از فروشگاه خرید.
💡 لاحظ الفني وجود انثلام في السيارة بسبب الاصطدام الخفيف.
تکنسین متوجه فرورفتگی در ماشین به دلیل برخورد جزئی شد.
💡 حاول الفني حذف التات الزائدة من الملف قبل إرساله.
تکنسین سعی کرد قبل از ارسال فایل، تگهای اضافی را از آن حذف کند.
💡 دوّن الفني كلمة جيض في التقرير بعد أن لاحظ خللاً غير مألوف.
تکنسین پس از مشاهده یک نقص غیرمعمول، کلمه «جید» را در گزارش یادداشت کرد.
💡 احتاج الفني إلى اللق المناسب لإصلاح القطعة الصغيرة بسرعة.
تکنسین به ابزار مناسب برای تعمیر سریع آن قطعه کوچک نیاز داشت.