فنی
🌐 فنی
این واژه در فارسی نیز بهکار میرود و معادل «تخصصی، تکنیکی، مربوط به فن» است. یعنی چیزی که به دانش عملی، مهارت، صنعت، یا فناوری مربوط باشد.
اسم (noun)
📌 تکنسین
صفت (adjective)
📌 فنی
📌 هنری
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 حرفه ای
جمله سازی با فنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبت المدرسة فنی الصوت لتجهيز القاعة قبل الحفل السنوي.
مدرسه از یک تکنسین صدا درخواست کرد تا سالن را قبل از مراسم سالانه آماده کند.
💡 احتاجت السيارة إلى فنی متخصص بسبب عطل في المحرك.
این خودرو به دلیل نقص فنی در موتور به یک تکنسین متخصص نیاز داشت.
💡 حضر فنی المختبر مبكرًا للتأكد من سلامة الأجهزة قبل التجربة.
تکنسین آزمایشگاه زودتر از موعد مقرر رسید تا قبل از آزمایش، از ایمنی تجهیزات اطمینان حاصل کند.