الفضول

🌐 کنجکاوی

این واژه جمع «فضول» یا از همان ریشه به معنی «زیاده‌روی، کنجکاویِ بی‌جا، دخالت در امور دیگران، یا چیزهای اضافی و زائد» است. در فارسی هم «فضول» بیشتر به معنای «کنجکاوِ بی‌جا» یا «دخالت‌گر» به کار می‌رود، هرچند در عربی می‌تواند معانی دیگری مثل «باقی‌مانده‌ها» هم داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کنجکاوی

📌 کنجکاو

📌 فتنه

📌 علاقه

📌 با کنجکاوی

جمله سازی با الفضول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أحيانًا يكون الفضول مفيدًا إذا قادنا إلى التعلم والاكتشاف.

گاهی اوقات کنجکاوی مفید است اگر ما را به سمت یادگیری و کشف سوق دهد.

💡 قادني الفضول إلى قراءة ذلك الكتاب حتى النهاية.

کنجکاوی باعث شد آن کتاب را تا انتها بخوانم.

💡 يدفعني الفضول إلى طرح الأسئلة واكتشاف ما وراء الأخبار والأحداث.

کنجکاوی مرا به پرسیدن سوال و کشف آنچه در پشت اخبار و رویدادها نهفته است، سوق می‌دهد.

💡 ودفعه الفضول إلى فتح الرسالة فورًا لمعرفة ما الذي حدث في الشركة.

کنجکاوی او را بر آن داشت که فوراً نامه را باز کند تا بفهمد در شرکت چه اتفاقی افتاده است.

💡 هذا الفيلم يثير الفضول منذ اللحظة الأولى بسبب قصته غير المتوقعة.

این فیلم به دلیل داستان غیرمنتظره‌اش از همان لحظه اول کنجکاوی را برمی‌انگیزد.

💡 ‬الفضول قاتلنى‬ ‫قصت عليها جودى كل ماحدث من قاسم معها‪.

کنجکاوی مرا کشت. جودی تمام اتفاقاتی که بین او و قاسم افتاده بود را برایش تعریف کرد.

💡 ظلّ الفضول حولها ما يجري في الشركة بعد التغييرات الأخيرة.

کنجکاوی در مورد آنچه پس از تغییرات اخیر در شرکت اتفاق می‌افتاد، همچنان پابرجا بود.

💡 في القصة الشعبية، كانت ييسرا اسمًا غريبًا يثير الفضول بين أهل القرية.

در داستان عامیانه، یسرا نام عجیبی بود که کنجکاوی اهالی روستا را برمی انگیخت.

💡 دفعني الفضول إلى قراءة الكتاب حتى النهاية.

کنجکاوی باعث شد کتاب را تا انتها بخوانم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران