العمليات
🌐 عملیات
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عملیات
📌 فرآیندها
📌 عملیاتی
📌 فرآیند
📌 عمل جراحی
جمله سازی با العمليات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتدى الطبيب القناع قبل دخول غرفة العمليات حفاظًا على النظافة والسلامة.
پزشک قبل از ورود به اتاق عمل برای حفظ بهداشت و ایمنی، ماسک زده بود.
💡 سار الطبيب بسرعة في الممر المؤدي إلى غرفة العمليات بعد تلقيه الاتصال.
دکتر پس از دریافت تماس، به سرعت در راهروی منتهی به اتاق عمل قدم زد.
💡 مع تطور تكنولوجيا الطب، أصبحت العمليات أكثر دقة وأمانًا.
با پیشرفت فناوری پزشکی، عملهای جراحی دقیقتر و ایمنتر شدهاند.
💡 ناقش الأطباء أهمية تغذية المرضى بعد العمليات الجراحية مباشرة.
پزشکان در مورد اهمیت تغذیه بیماران بلافاصله پس از عمل جراحی بحث کردند.
💡 يستخدم الأطباء لیزر في بعض العمليات الدقيقة لتقليل الألم وتسريع الشفاء.
پزشکان در برخی از عملهای جراحی ظریف از لیزر برای کاهش درد و تسریع بهبودی استفاده میکنند.
💡 عدنا لغرفة العمليات ننظر إلى آخر خبر يعرض على الشاشة
ما به اتاق عملیات برگشتیم و به آخرین اخبار نمایش داده شده روی صفحه نمایش نگاه کردیم.
💡 مع الوقت أدركت أنني أجري العمليات الحسابية بسهولة بالغة.
با گذشت زمان متوجه شدم که میتوانم محاسبات را خیلی راحت انجام دهم.
💡 ناقش و الأطباء حالة الطفل في غرفة العمليات قبل بدء الجراحة مباشرة.
پزشکان درست قبل از شروع جراحی، در اتاق عمل در مورد وضعیت کودک صحبت کردند.
💡 أعلنت الشركة عن بدء العمليات اللوجستية في الميناء، مما سرّع وصول البضائع إلى الأسواق المحلية.
این شرکت از آغاز عملیات لجستیکی در بندر خبر داد که باعث تسریع ورود کالا به بازارهای محلی شد.
💡 اشترت الشركة الة عیل حديثة لتسهيل العمليات اليومية داخل المستودع.
این شرکت یک دستگاه مدرن برای تسهیل عملیات روزانه در انبار خریداری کرد.