العليل

🌐 بیمار

«العليل» به معنی «بیمار، ناخوش، رنجور» است. در عربی برای کسی به‌کار می‌رود که دچار بیماری یا ضعف جسمی شده باشد، و گاهی در متون ادبی با بار عاطفی برای «دردمند و ناتوان» نیز آمده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ملایم

📌 تازه

📌 بیمار

📌 آرام

📌 خوشبو

📌 نسیم ملایم

جمله سازی با العليل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظلّ الرجل العليل في بيته يومين بسبب الحمى الشديدة والإرهاق المتواصل.

مرد بیمار به دلیل تب شدید و خستگی مداوم، دو روز در خانه‌اش ماند.

💡 قضت العائلة عطلتها على الساحل حيث الهواء العليل والماء الصافي.

خانواده تعطیلات خود را در ساحل گذراندند، جایی که هوا تازه و آب زلال است.

💡 جلس الصياد يستمتع بـ والهوا العليل على شاطئ البحر.

ماهیگیر در ساحل دریا نشسته بود و از هوای تازه لذت می‌برد.

💡 بينما كانت تجلس في المقعد الأمامي، شعرت بالنسيم العليل عبر النافذة المفتوحة.

همانطور که روی صندلی جلو نشسته بود، نسیم ملایمی را از پنجره باز احساس کرد.

💡 احتاج الطفل العليل إلى رعايةٍ خاصة بعد عودته من المستشفى.

کودک بیمار پس از بازگشت از بیمارستان به مراقبت های ویژه نیاز داشت.

💡 جلس المريض على شفا النهر ليستمتع بالهواء العليل عند غروب الشمس.

بیمار در ساحل رودخانه نشست تا از هوای تازه هنگام غروب آفتاب لذت ببرد.