العزبة
🌐 مزرعه
اسم (noun)
📌 مانور
📌 پناهگاه
📌 مزرعه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 املاک
جمله سازی با العزبة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعدها عمل حطاباً وعاملا زراعياً في ذات العزبة حيث عملت والدته، انتقل لينــّا إلى تامبيري في عام 1938.
پس از آن، او به عنوان هیزمشکن و کارگر مزرعه در همان ملکی که مادرش کار میکرد، مشغول به کار شد. لینا در سال ۱۹۳۸ به تامپره نقل مکان کرد.
💡 زارنا العم في العزبة وأحضر معه خضروات طازجة من الحقل.
عمو به مزرعه ما آمد و سبزیجات تازه از مزرعه آورد.
💡 قضت الأسرة عطلتها في العزبة وسط الطبيعة والهواء النقي والهدوء الجميل.
خانواده تعطیلات خود را در مزرعهای که با طبیعت، هوای تازه و آرامش زیبا احاطه شده بود، گذراندند.
💡 تقع العزبة على أطراف القرية، وتشتهر بتربية المواشي والزراعة.
این مزرعه در حومه روستا واقع شده و به دلیل دامداری و کشاورزی شناخته شده است.
💡 طب يروح يشرتي طربوش يلبسه وهو بيسوق األتوموبيل بتاعه يف العزبة اليل جاهباله أبوه
او باید برود یک کلاه فینه بخرد تا هنگام رانندگی در روستایی که پدرش برایش خریده، به سر بگذارد.