الضيقة

🌐 باریک

ضيقة صورت مؤنثِ «ضيق» است و به معنای تنگ، باریک، محدود یا دشوار به‌کار می‌رود. مثلاً «غرفة ضيقة» یعنی «اتاق تنگ». همچنین می‌تواند در معنای مجازی برای وضعیت سخت یا دشوار استفاده شود. این واژه بیشتر یک صفت است تا اسم.

جمله سازی با الضيقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلكنا الطريق الضيقة المؤدية إلى السوق القديم.

ما جاده باریکی را که به بازار قدیمی منتهی می‌شد، در پیش گرفتیم.

💡 كانت ربلة القرية مليئة بالأشجار والممرات الضيقة بين البيوت القديمة.

میدان روستا پر از درخت و گذرگاه‌های باریک بین خانه‌های قدیمی بود.

💡 قادني الصديق عبر الأزقة الضيقة إلى السوق القديم.

دوستم مرا از کوچه پس کوچه های تنگ و باریک به بازار قدیمی برد.

💡 اشترت البلدية مركبة نفعية صغيرة لتنظيف الشوارع الضيقة في الصباح الباكر.

شهرداری یک ماشین کوچک خدماتی خرید تا خیابان‌های باریک را صبح زود تمیز کند.

💡 قد تکهف الجبال بعض الممرات الضيقة التي يصعب عبورها.

کوه‌ها ممکن است شامل گذرگاه‌های باریکی باشند که عبور از آنها دشوار است.

💡 الحياةُ في الأماكن الضيقة أصعب عندما يكثر الناس قليلًا.

زندگی در فضاهای تنگ و کوچک وقتی تعداد افراد کم باشد، دشوارتر است.

💡 أخبرتُ المعلم أنني من المدينة القديمة، ولذلك أعرف طرقها الضيقة جيدًا.

به معلم گفتم که اهل شهر قدیمی هستم و بنابراین کوچه‌های باریک آن را خیلی خوب می‌شناسم.

💡 تتوه السيارة أحيانًا في الطرق الجبلية الضيقة إذا غابت الإشارات.

گاهی اوقات اگر علائم راهنمایی وجود نداشته باشد، ماشین در جاده‌های باریک کوهستانی گم می‌شود.

💡 تعرفت على المدينة من خلال دروب ها الضيقة وأسواقها القديمة المكتظة بالناس.

من این شهر را از طریق کوچه‌های باریک و بازارهای قدیمی شلوغش شناختم.

💡 حاول الأطفالُ اللعب بمننا الضيقة رغم ازدحامها بالمقاعد.

بچه‌ها سعی می‌کردند در فضای باریک ما بازی کنند، با وجود اینکه پر از صندلی بود.

💡 كان الطريق اجفر ومليئًا بالمنعطفات الضيقة والحفر العميقة.

جاده ناهموار و پر از پیچ‌های باریک و چاله‌های عمیق بود.

💡 كانت الغرفة الضيقة لا تتسع إلا لسرير واحد.

اتاق تنگ و کوچک فقط گنجایش یک تخت را داشت.

کلمات مرتبط