الضباب

🌐 مه

«الضباب» به معنی «مه، غبارِ معلق در هوا، یا بخارِ غلیظ» است که دید را کم می‌کند. این واژه در عربی و فارسیِ وام‌گرفته‌شده، بیشتر به حالت ابری و مه‌آلودِ هوا اشاره دارد. در کاربرد مجازی نیز ممکن است برای وضعیت مبهم، نامشخص یا تار به‌کار رود؛ یعنی جایی که «وضوح» کم است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مه

📌 مه دود

📌 ابر

📌 مه آلود

جمله سازی با الضباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الجبال ضاح الضباب في الصباح الباكر.

کوه‌ها صبح زود در مه فرو رفته بودند.

💡 بدت المنطقة أمج في الصباح بسبب الضباب الكثيف والرطوبة العالية.

به دلیل مه غلیظ و رطوبت بالا، منطقه صبح‌ها تاریک به نظر می‌رسید.

💡 ارتفع الضباب تعٰلیٰ الوادي مع الفجر، فبدت الأشجار كأنها عائمة.

با طلوع خورشید، مه از بالای دره بالا آمد و به نظر می‌رسید درختان شناور هستند.

💡 كانت الملابس رطی بسبب الضباب الصباحي، فانتظرنا قليلًا قبل الخروج.

لباس‌هایمان به خاطر مه صبحگاهی خیس شده بود، بنابراین قبل از بیرون رفتن کمی صبر کردیم.

💡 خبرة امللاح كانت مهمة في الوصول إلى الميناء رغم الضباب الكثيف.

تجربه ناوبر در رسیدن به بندر با وجود مه غلیظ بسیار مهم بود.

💡 انحرف السائق قليلًا عن الطريق بسبب الضباب الكثيف في الصباح.

راننده به دلیل مه غلیظ صبحگاهی کمی از جاده منحرف شد.

💡 اجتزتُ الطريقَ الجبليَّ بصعوبةٍ بسبب الضباب الكثيف.

به دلیل مه غلیظ، به سختی از جاده کوهستانی عبور کردم.

💡 حاول الصياد أن جلمحَ عبر الضباب ليرى القارب البعيد في عرض البحر.

ماهیگیر سعی کرد از میان مه عبور کند تا قایق دوردست را در دریا ببیند.

💡 انقشع الضباب تدريجياً مع شروق الشمس فوق الوادي.

با طلوع خورشید بر فراز دره، مه به تدریج محو شد.

💡 توقعت الأرصاد أن سينزل الضباب الكثيف على المدينة مع بداية الفجر.

هواشناسی پیش‌بینی کرده بود که مه غلیظی تا سپیده دم شهر را فرا خواهد گرفت.

💡 شاهدتُ كيف تشييل الضباب تدريجيًا عن الطريق مع طلوع الشمس.

نگاه می‌کردم که چطور با طلوع خورشید، مه کم‌کم از جاده کنار می‌رود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران