الصحفي

🌐 روزنامه‌نگار

این واژه به معنی «خبرنگار» یا «روزنامه‌نگار» است و به فرد مذکری گفته می‌شود که در زمینهٔ خبر، گزارش و رسانه فعالیت می‌کند. این واژه از نظر معنایی نزدیک به الصحافي است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روزنامه‌نگار

📌 مطبوعات

📌 خبرنگار

📌 اخبار

📌 روزنامه‌نگاری

جمله سازی با الصحفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كتب الصحفي تقريرًا عن تاريخ الشیوعیین في المنطقة وتأثيرهم على النقابات.

این روزنامه‌نگار گزارشی درباره تاریخچه کمونیست‌ها در منطقه و نفوذ آنها بر اتحادیه‌ها نوشت.

💡 كشف الصحفي أخطاء المکذبين بعد أن جمع الأدلة من مصادر متعددة.

این روزنامه‌نگار پس از جمع‌آوری شواهد از منابع متعدد، اشتباهات دروغگویان را افشا کرد.

💡 لاحظ الصحفي التناقض في تصريحات المسؤول، فقرر التحقق من المصادر قبل النشر.

روزنامه‌نگار متوجه تناقض در اظهارات آن مقام رسمی شد، بنابراین تصمیم گرفت قبل از انتشار، منابع را بررسی کند.

💡 دوّنَ الصحفي الملاحظة التي الکلمات فيها دقيقة لتجنب أيّ سوء فهم.

روزنامه‌نگار یادداشتی نوشت و برای جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم، از کلمات دقیقی استفاده کرد.

💡 وصف الصحفي المشهد البشع الذي رآه في الموقع.

این روزنامه‌نگار صحنه وحشتناکی را که در محل شاهد بود، توصیف کرد.

💡 سأل الصحفي عن معنى البلعوطي في اللهجة المحلية القديمة.

خبرنگاری درباره معنی «بلوطی» در گویش قدیمی محلی پرسید.

💡 »‬‫ «انه الصحفي الذي كتب النعي» قالتها املرأة لتلطف الجو املتوتر‪.

زن برای آرام کردن فضای متشنج گفت: «او روزنامه‌نگاری است که آگهی ترحیم را نوشته است.»

💡 سأل الصحفي عن المصدر قبل نشر الخبر في الجريدة.

روزنامه‌نگار قبل از انتشار خبر در روزنامه، درباره منبع آن سوال کرد.

💡 يعمل الصحفي أحيانًا لساعات طويلة ليجمع الخبر من مصادر موثوقة.

یک روزنامه‌نگار گاهی ساعت‌های طولانی کار می‌کند تا از منابع معتبر خبر جمع‌آوری کند.

💡 قرأ الصحفي النص ٱلمبثوث في الموقع ثم تحقّق من صحته قبل النشر.

روزنامه‌نگار متن منتشر شده در وب‌سایت را خوانده و سپس قبل از انتشار، صحت آن را تأیید کرده است.

💡 نشر الصحفي مقالًا إسراییلی عن التطورات الاقتصادية في المنطقة.

این روزنامه‌نگار مقاله‌ای اسرائیلی درباره تحولات اقتصادی منطقه منتشر کرد.

💡 وصل الصحفي إسرایيلي إلى المطار مساءً لحضور المؤتمر الصحفي.

یک روزنامه‌نگار اسرائیلی عصر برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی وارد فرودگاه شد.

💡 يستفيد الصحفي أحيانًا من الكتابة من موقع الحدث لنقل الصورة بشكل أدقّ.

گاهی اوقات، یک روزنامه‌نگار از نوشتن از صحنه‌ی رویداد سود می‌برد تا تصویر را دقیق‌تر منتقل کند.

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
سكن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز