الشحوب

🌐 رنگ‌پریدگی

«الشحوب» به معنی «پریدگی رنگ»، «رنگ‌پریدگی» یا «زردی و بی‌حال شدن چهره» است. این واژه معمولاً برای توصیف چهره‌ای به‌کار می‌رود که بر اثر بیماری، ترس، خستگی یا اندوه، رنگ طبیعی خود را از دست داده و کم‌رنگ و بی‌روح شده است.

اسم (noun)

📌 رنگ‌پریدگی

📌 رنگ پوست خمیری

صفت (adjective)

📌 سفید مثل ورق

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رنگ‌پریده

جمله سازی با الشحوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫كانت أم خالد رغم الشحوب الذي يعلو وجنتيها‪

ام خالد، با وجود رنگ‌پریدگی که گونه‌هایش را پوشانده بود

💡 قد يدلُّ الشحوب أحيانًا على الإرهاقِ أو نقصِ الحديدِ في الجسمِ.

رنگ پریدگی گاهی اوقات می‌تواند نشان دهنده خستگی یا کمبود آهن در بدن باشد.

💡 لاحظَ الطبيبُ الشحوب على وجهِ الطفلِ بعدَ ساعاتٍ من الحُمّى العاليةِ.

پزشک پس از ساعت‌ها تب شدید، متوجه رنگ‌پریدگی کودک شد.

💡 ازدادَ الشحوب في ملامحِها عندما سمعتِ الخبرَ المفاجئَ في المساءِ.

وقتی آن خبر تکان‌دهنده را عصر شنید، رنگ از رخسارش پرید.

💡 وضعت أحمر الخدود على وجنتيها لتقاوم الشحوب الذي شعرت به.

او برای مقابله با رنگ‌پریدگی که احساس می‌کرد، رژگونه به گونه‌هایش زد.

💡 ‬أصبحت استنجد بها لعلها تخفف من‬ ‫وحشة الشحوب المحيط بي‪.

شروع به صدا زدن او کردم، به این امید که شاید بتواند اندوه و رنگ‌پریدگیِ پیرامونم را تسکین دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران