الشاغل
🌐 اشغالگر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نگرانی
📌 ساکن
جمله سازی با الشاغل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانَ الشاغل الأكبرُ للفريقِ هو إنهاءُ المشروعِ قبلَ نهايةِ الشهرِ.
بزرگترین دغدغه تیم، اتمام پروژه قبل از پایان ماه بود.
💡 أصبحَ العملُ الشاغل الوحيدَ لهُ في تلكَ الفترةِ بسببِ ضغطِ المسؤولياتِ.
به دلیل فشار مسئولیتها، در آن دوره تنها تمرکز او کار بود.
💡 احتفظت باألمر س ار وأصبح شغلي الشاغل التسلل إلى دكانة أبي لعلي أحظى مرة أخر ببعض النور.
من این موضوع را مخفی نگه داشتم و دغدغه اصلیام این شد که یواشکی به مغازه پدرم بروم به این امید که دوباره کمی نور به دست بیاورم.
💡 وبكــره اخلرب الشاغل للناس هو نتيجة مباراة األهلي والزمالك
و فردا بزرگترین موضوع صحبت مردم نتیجه مسابقه الاهلی و زمالک است.
💡 لم يعدِ المالُ الشاغل الأولَ لها، بل صارتِ العائلةُ والصحةُ أهمَّ لديها.
پول دیگر دغدغه اصلی او نیست؛ خانواده و سلامتی برایش مهمتر شدهاند.
💡 وكان شغلي الشاغل طيلة العطلة والذي اقض مضجعي قلقا ً هو هذا انتظار اللقاء العاصف
دغدغه اصلی من در تمام طول تعطیلات، و چیزی که شبها با اضطراب بیدارم نگه میداشت، همین انتظار آن رویارویی طوفانی بود.