السحيق
🌐 پرتگاه
قید (adverb)
📌 قبل از زمان
صفت (adjective)
📌 ژرفای عمیق
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 باستانی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عمیق
جمله سازی با السحيق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقف الجبل فوق الوادي السحيق كأنه يحرس المكان منذ آلاف السنين.
کوه چنان بر فراز دره عمیق ایستاده بود که گویی هزاران سال از آن مکان نگهبانی کرده است.
💡 حتى الديدان األخيرة في القبر وحتى البئر السحيق الملىء بوجوهي الذي يسمى اللغة.
حتی آخرین کرمهای درون گور و حتی چاه عمیقی که از چهرههای من پر شده و زبان نام دارد.
💡 غالبًا ما تشير الأساطير القديمة إلى الزمن السحيق كمكان للسحر العظيم.
اسطورههای باستانی اغلب به گذشتههای دور به عنوان مکانی با جادوی بزرگ اشاره میکنند.
💡 من يقذف بشطوط السحيق الالحيثي المطرود من وعيي المدحور من حطامى غير احاطتى باسفك على خلقى
چه کسی میتواند ورطهی ویرانی مطلق، طرد شده از آگاهیام، شکست خورده از ویرانههایم را فرو بریزد، جز آگاهی من از اندوه تو برای آفرینشم؟
💡 بدت الهاوية السحيق مخيفة جدًا، لذلك ابتعد عنها المتسلقون بسرعة.
پرتگاه بسیار ترسناک به نظر میرسید، بنابراین کوهنوردان به سرعت از آن فاصله گرفتند.
💡 سقطت الكرة في وادٍ السحيق ولم يستطع أحد الوصول إليها بسهولة.
توپ به دره عمیقی افتاد و هیچکس به راحتی نتوانست به آن برسد.