الساخن

🌐 داغ

«الساخن» به معنی داغ، گرم یا حرارت‌دار است. این واژه برای چیزی به کار می‌رود که دمای بالایی دارد، مثل آب داغ یا غذای گرم. همچنین در زبان عربی گاهی به موضوعات «داغ و حساس» نیز به صورت مجازی اشاره می‌کند.

جمله سازی با الساخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الجدة إن الخبز الساخن يكون ألذّ حين يخرج من الفرن مباشرة.

مادربزرگ می‌گفت نان داغ وقتی مستقیماً از تنور بیرون می‌آید، خوشمزه‌تر است.

💡 بدأ الصباح بالشاي الساخن الذي أعدّته الأم لكل أفراد العائلة.

صبح با چای داغی که مادر برای همه اعضای خانواده آماده کرده بود، آغاز شد.

💡 تناولت الطفلة الحساء الساخن ببطء لأنها كانت تخشى أن يكون شديد السخونة.

کودک سوپ داغ را به آرامی خورد زیرا می‌ترسید که خیلی داغ باشد.

💡 الجو الساخن جعل الناس يبحثون عن الظل والماء طوال النهار.

هوای گرم باعث می‌شد مردم در طول روز به دنبال سایه و آب باشند.

💡 اشترت الأسرة اخلبز الساخن من المخبز قبل الإفطار.

خانواده قبل از صبحانه از نانوایی نان گرم خریدند.

💡 في السوق، تشم ربات البيوت رائحة الخبز الساخن من المخبز المجاور بسهولة.

در بازار، زنان خانه‌دار می‌توانند به راحتی بوی نان داغ را از نانوایی مجاور استشمام کنند.

💡 ‬كنت أصحو في الضحى وبعد‬ ‫الح َّمام الساخن واإلفطار أجلس إلى مكتبي‪

صبح‌ها دیر از خواب بیدار می‌شدم و بعد از یک حمام گرم و صبحانه، پشت میزم می‌نشستم.

💡 ارتجفَتِ يدي قليلًا حينَ أمسكتُ بالكوبِ الساخن بعدَ نومٍ طويل.

وقتی بعد از یک خواب طولانی، فنجان داغ را در دست گرفتم، دستم کمی لرزید.

💡 فتحت الأفواه الصغيرة بحماس عندما دخل الطعام الساخن إلى المائدة.

وقتی غذای گرم روی میز آورده شد، دهان‌های کوچک با اشتیاق باز شدند.

💡 اشترى أبي كاسه جديدةً للمشروب الساخن من السوق الشعبي.

پدرم یک فنجان نو برای نوشیدنی گرم از بازار محلی خرید.

💡 اشتريتُ لوف ًا من الخبز الساخن من المخبز القريب.

از نانوایی نزدیک، یک قرص نان داغ خریدم.

💡 في الصباح الباكر، كانت رائحة الخبز الساخن تفوح من الفرن بطريقة شهية.

صبح زود، عطر نان داغ از تنور به طرز دلچسبی به مشام می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران