الرفوف
🌐 قفسهها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قفسهها
📌 قفسه
📌 قفسه بندی
📌 قفسه کتاب
جمله سازی با الرفوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هذا جعلني أقرأ الكتاب ّ بتمهل ألجتاز االختبار ّ الرفوف
این باعث شد که کتاب را به آرامی بخوانم تا بتوانم در آزمون قبول شوم.
💡 أعجبني طوله لأنّه كان مناسبًا لحمل الرفوف الثقيلة.
من از طولش خوشم آمد چون برای حمل قفسههای سنگین مناسب بود.
💡 في المتجر، وُضعت اقنعة واقية بجانب المعقمات على الرفوف الأمامية.
در فروشگاه، ماسکهای محافظ در کنار مواد ضدعفونیکننده در قفسههای جلویی قرار داده شده بودند.
💡 في المتجر، وجدنا االشيا مرتبة على الرفوف بطريقة سهلة للشراء.
در فروشگاه، متوجه شدیم که اقلام به نحوی روی قفسهها چیده شده بودند که خرید آنها را آسان میکرد.
💡 رتّبَ الطالب الرفوف التي الکتب كان بعضها عليها قديمًا ومغبرًا.
دانشآموز قفسهها را مرتب کرد، که روی بعضی از آنها کتابهای قدیمی و خاکگرفته بود.
💡 في المكتبة الهادئة، سُمعت حتى خطوات الموظف وهو يمر بين الرفوف بصمت.
در کتابخانهی ساکت، حتی صدای قدمهای کارمند هم شنیده میشد، وقتی که بیصدا از میان قفسهها عبور میکرد.
💡 ترتب الموظفة الملفات على الرفوف قبل بدء الدوام الرسمي.
کارمند قبل از شروع روز کاری رسمی، پروندهها را در قفسهها مرتب میکند.
💡 رتّب الموظف الکتب على الرفوف بعناية حتى يسهل على الزبائن العثور عليها بسرعة.
کارمند کتابها را با دقت در قفسهها چید تا مشتریان بتوانند به راحتی و به سرعت آنها را پیدا کنند.
💡 نظف العامل الرفوف ورتب عليها البضائع بشكل منظم.
کارگر قفسهها را تمیز کرد و کالاها را به صورت منظم روی آنها چید.
💡 تغبر الكتب إذا تُركت في الرفوف دون تنظيف لفترة طويلة.
اگر کتابها برای مدت طولانی بدون تمیز کردن روی قفسهها بمانند، گرد و غبار میگیرند.
💡 في المكتبة تجد ال كتبَ القديمةَ في الرفوف الخلفية.
در کتابخانه، کتابهای قدیمی را در قفسههای پشتی پیدا خواهید کرد.
💡 امتلأت الرفوف بالكتب والدفاتر في المكتبة المدرسية.
قفسههای کتابخانه مدرسه پر از کتاب و دفتر بود.
💡 كانت الرفوف العالية تحمل أدوات قديمة لم تُستخدم منذ سنوات.
قفسههای بالا پر از ابزارهای قدیمی بودند که سالها استفاده نشده بودند.