الربط

🌐 پیوند

«الربط» یعنی «بستن، وصل کردن، پیوند دادن، یا محکم کردن چیزی به چیز دیگر». این واژه هم در معنای فیزیکی، مثل بستن طناب، به کار می‌رود و هم در معنای ذهنی یا مفهومی، مانند ارتباط دادن دو موضوع. در زبان عربی، ربط از واژه‌های بسیار پرکاربرد است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیوند

📌 اتصال

📌 اتصال متقابل

جمله سازی با الربط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساعدنا الربط بين الأحداث في فهم القصة بطريقةٍ أوضح وأدق.

ارتباط دادن وقایع به ما کمک کرد تا داستان را به شیوه‌ای واضح‌تر و دقیق‌تر درک کنیم.

💡 يحتاج الطبيبُ إلى الربط الصحيح بين الأعراض قبل تحديد التشخيص النهائي.

پزشک قبل از تشخیص نهایی باید علائم را به درستی مرتبط کند.

💡 يمكن الربط بين المجموعات الديموغرافية المختلفة وأجهزة محددة من الهاتف المحمول أو البرامج.

گروه‌های جمعیتی مختلف را می‌توان به دستگاه‌های تلفن همراه یا نرم‌افزارهای خاص مرتبط کرد.

💡 لاحقاً عند محاولتي الربط تذكرت أن نفس رائحة الإحتراق قد أحست بها إيميلي أيضاً

بعداً، وقتی سعی کردم ارتباطش را پیدا کنم، یادم آمد که امیلی هم همان بوی سوختگی را حس کرده بود.

💡 يعتمد المعلمُ على الربط بين الأفكار ليجعل الدرسَ أسهلَ فهمًا للطلاب.

معلم برای آسان‌تر کردن درک درس برای دانش‌آموزان، به پیوند دادن ایده‌ها تکیه می‌کند.

💡 اجتاح الربط المتقطع الخادم، مما تسبب في تكرار الانقطاعات أثناء المباريات الحيوية.

اتصال متناوب، سرور را تحت فشار قرار داد و باعث قطعی‌های مکرر در طول مسابقات حساس شد.