الدح
🌐 دا
واژهای است که در برخی کاربردها به معنای راندن، گستردن یا دور کردن آمده و بسته به سیاق میتواند معانی نزدیک به پهنکردن یا عقبزدن داشته باشد.
جمله سازی با الدح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعنا صوت الدح من السقف حين بدأت الأمطار الغزيرة تضرب البيت.
وقتی باران شدید شروع به باریدن در خانه کرد، صدای تالاپ تالاپ از سقف شنیدیم.
💡 كان الدح يملأ الحيّ ليلًا عندما هبت الرياح واشتدّ المطر.
شبها که بادها میوزیدند و باران شدت میگرفت، محله غرق در خنده میشد.
💡 وقف الطفل يتأمل الدح المتساقط من الأشجار بعد العاصفة مباشرة.
کودک ایستاده بود و به نخودفرنگیهایی که بلافاصله پس از طوفان از درختان میافتادند، نگاه میکرد.