الدابة

🌐 جانور

به معنی «جنبنده»، «چهارپا» یا «حیوانِ راه‌رو» است. در عربی کلاسیک به هر موجودی که روی زمین حرکت می‌کند گفته می‌شود، اما در کاربرد رایج بیشتر به چارپایان و حیوان سواری یا بارکش اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 جانور

جمله سازی با الدابة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظ الراعي إصابةً خفيفة في عقلة الدابة بعد الرحلة الشاقة.

چوپان پس از طی مسافتی طاقت فرسا متوجه جراحت خفیفی در پای حیوان شد.

💡 سمعَ الأطفالُ صوتَ الدابة في الزقاق، فخرجوا ليروا من الذي يمرُّ هناك.

بچه‌ها صدای حیوان را از کوچه شنیدند، بنابراین بیرون رفتند تا ببینند چه کسی از آنجا رد می‌شود.

💡 توقفتْ الدابة عندَ بئرِ الماءِ لتشربَ بعدَ مسيرةٍ طويلةٍ في الحرِّ الشديد.

حیوان پس از سفری طولانی در گرمای شدید، برای نوشیدن آب کنار چاه آب توقف کرد.

💡 كان الفلاحُ يربطُ الدابة قربَ البيتِ قبلَ أن يدخلَ إلى السوقِ صباحًا.

کشاورز صبح‌ها قبل از رفتن به بازار، حیوان را نزدیک خانه می‌بست.

💡 كانت الدابة وسيلة النقل الأساسية في القرى قبل ظهور السيارات الحديثة.

حیوانات قبل از ظهور ماشین‌های مدرن، وسیله اصلی حمل و نقل در روستاها بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران