الخشبية
🌐 چوبی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 چوبی
📌 چوب
📌 غیر چوبی
📌 چوب سخت
جمله سازی با الخشبية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاج النجار إلى سكانة مناسبة لتثبيت القطع الخشبية بشكل متوازن وآمن.
نجار به یک گیره مناسب نیاز دارد تا قطعات چوبی را به طور ایمن و مطمئن در جای خود نگه دارد.
💡 كانت القطع الخشبية تُجمع ببعضها بعناية لصنع طاولة صغيرة.
قطعات چوبی با دقت در کنار هم چیده شدند تا یک میز کوچک بسازند.
💡 يحبُّ البعضُ الألعابَ الخشبية لأنها أكثرُ متانةً وأقلُّ ضررًا على الأطفالِ.
بعضی از مردم اسباببازیهای چوبی را دوست دارند، چون بادوامتر هستند و برای کودکان ضرر کمتری دارند.
💡 استخدم الطاهي جدح الملعقة الخشبية بسرعة، ثم أضاف التوابل إلى القدر.
سرآشپز سریع قاشق چوبی را هم زد، سپس ادویهها را به قابلمه اضافه کرد.
💡 إذا أردتِ، تنحتي هذه القطعة الخشبية بشكلٍ جميلٍ ودقيقٍ خلال وقت قصير.
اگر مایل باشید، میتوانید این قطعه چوب را در مدت زمان کوتاهی به زیبایی و با دقت حکاکی کنید.
💡 تالعبت الريحُ بالأبواب الخشبية طوال الليل، حتى سمعنا صوتها في الغرفة.
تمام شب باد درهای چوبی را به هم میکوبید، تا جایی که صدایش را در اتاق میشنیدیم.
💡 اشترى المتحف قطعاً الخشبية نادرة من سوق التحف.
موزه قطعات چوبی کمیاب را از بازار عتیقهجات خریداری کرد.
💡 في الشتاء، سخنتن الغرفة بالمدفأة الخشبية القديمة.
زمستانها، اتاق را با بخاری چوبی قدیمی گرم میکردم.
💡 ظهرت الکردحة على الأرض بعد أن تحركت الطاولة الخشبية بقوة.
این فرورفتگی پس از حرکت شدید میز چوبی روی زمین ظاهر شد.
💡 جلستِ الأم على الطويلة الخشبية قرب النافذة، تراقب المطر بصمتٍ وهدوء.
مادر روی نیمکت چوبی نزدیک پنجره نشسته بود و ساکت و آرام، باران را تماشا میکرد.
💡 أحدث المفتاح خرشًا بسيطًا على سطح الطاولة الخشبية القديمة.
کلید روی سطح میز چوبی قدیمی خراش کوچکی ایجاد کرد.
💡 استخدم الحرفي برثًا دقيقًا لإصلاح القطعة الخشبية المكسورة.
صنعتگر از یک مته ظریف برای تعمیر تکه چوب شکسته استفاده کرد.
💡 ولـ َ أف أحتفظ ببعض األلواح الخشبية كتذكار لقاربي المتحطـ.
و چند تخته چوب را به عنوان یادگاری از قایق شکستهام نگه داشتم.