الحلق

🌐 گلو

«الحلق» به معنای «گلو، حلق، نای / بخش گلو» است و به قسمت داخلی گردن که راه عبور غذا و هواست اشاره دارد. در گفتار عربی و متون پزشکی و دینی، این واژه برای اشاره به گلو یا حلق انسان به‌کار می‌رود.

جمله سازی با الحلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صعب البلع على المريض بسبب التهاب الحلق الشديد.

بیمار به دلیل التهاب شدید گلو، در بلعیدن مشکل دارد.

💡 نصح الطبيب المريض بالراحة إذا استمر التهاب الحلق أكثر من يومين.

پزشک به بیمار توصیه کرد که اگر گلودرد بیش از دو روز ادامه داشت، استراحت کند.

💡 أصبحت العناية بصحة الحلق مهمة مع تغير الطقس في الشتاء.

مراقبت از سلامت گلو با تغییر آب و هوا در زمستان اهمیت پیدا می‌کند.

💡 طلب الطبيب أن افح المريض فمه قليلًا ليكشف على الحلق والأسنان.

پزشک از بیمار خواست دهانش را کمی باز کند تا بتواند گلو و دندان‌هایش را معاینه کند.

💡 شعر الطفل بألم في الحلق بعد أن شرب ماءً بارداً جدًا.

کودک پس از نوشیدن آب بسیار سرد، در گلویش احساس درد کرد.

کلمات مرتبط