الحلبية

🌐 حلب

این واژه می‌تواند به معنای «منسوب به حلب» باشد، یعنی چیزی یا کسی که اهل شهر حلب است یا به آن شهر تعلق دارد. در برخی زمینه‌ها، «الحلبية» شکل مؤنثِ نسبت به حلب است؛ مثلاً زنِ حلبی‌تبار یا چیزی مربوط به حلب.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زن شیرفروش

📌 آلپین

جمله سازی با الحلبية

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحدثت الجدة الحلبية عن ذكرياتها في المدينة القديمة بحنين كبير.

مادربزرگ اهل حلب با حسرت فراوان از خاطراتش از شهر قدیمی صحبت کرد.

💡 شاركتنا الحلبية نصائح حول كيفية الحفاظ على الحليب الطازج بشكل أفضل.

این زن اهل حلب نکاتی را در مورد چگونگی نگهداری بهتر شیر تازه به اشتراک گذاشت.

💡 قدمت الفرقة الحلبية عرضًا جميلًا جذب انتباه الجمهور كله.

گروه موسیقی حلب اجرای زیبایی ارائه داد که توجه همه حضار را به خود جلب کرد.

💡 اشتهرت السيدة الحلبية بصناعة الكنافة بطريقتها الأصلية.

بانویی اهل حلب به خاطر درست کردن کنافه به روش اصیل خودش مشهور بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران