الحصاد
🌐 برداشت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برداشت
📌 برداشت کننده
📌 دروگر
📌 درو کردن
📌 یونجه جمع کردن
📌 ماشین چمن زنی
جمله سازی با الحصاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عند وصولهم إلى المزرعة، وجدوا العاملين قد أنهوا الحصاد مبكرًا.
وقتی به مزرعه رسیدند، متوجه شدند که کارگران زودتر از موعد برداشت را تمام کردهاند.
💡 يبدأ موسم الحصاد عادةً مع اعتدال الطقس في نهاية الصيف.
فصل برداشت معمولاً با سرد شدن هوا در پایان تابستان آغاز میشود.
💡 جمع العمال تبن المحصول بعد الحصاد ووضعوه قرب الحظيرة الصغيرة.
کارگران کاه را از خرمن جمع کردند و آن را نزدیک انبار کوچک گذاشتند.
💡 كان وجنی الحصاد كبيرًا هذا العام بسبب الأمطار المنتظمة والتخطيط الجيد.
امسال به دلیل بارندگی منظم و برنامهریزی خوب، برداشت محصول فراوان بود.
💡 شارك العمال في الحصاد من الصباح حتى غروب الشمس.
کارگران از صبح تا غروب آفتاب در برداشت محصول شرکت میکردند.
💡 بدأ الحصاد هذا العام مبكرًا بسبب ارتفاع درجات الحرارة في المنطقة.
امسال به دلیل گرمای شدید هوا در منطقه، برداشت زودتر آغاز شد.
💡 تعاون الفالحين في موسم الحصاد جعل العمل أسرع وأكثر تنظيمًا.
همکاری کشاورزان در فصل برداشت باعث شد کارها با سرعت و نظم بیشتری انجام شود.
💡 ذهب العمال إلى الحقول مع الفجر لبدء الحصاد قبل اشتداد الحر.
کارگران سپیده دم به مزارع رفتند تا قبل از شدت گرفتن گرما، برداشت محصول را آغاز کنند.
💡 كان سنة الحصاد وفيرةً فأصبح الفلاحون أكثر تفاؤلًا بالمستقبل.
سال برداشت محصول فراوان بود، بنابراین کشاورزان نسبت به آینده خوشبینتر شدند.