الحشود
🌐 جمعیت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جمعیت
📌 اوباش
📌 تودهها
📌 انبوهی
📌 انبوه جمعیت
📌 تجمع
جمله سازی با الحشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلب القائد جند من المتطوعين للمساعدة في تنظيم الحشود خلال المهرجان الكبير.
فرمانده از داوطلبان خواست تا در طول جشنواره بزرگ به سازماندهی جمعیت کمک کنند.
💡 تجمعت الحشود أمام الملعب قبل بدء المباراة بساعتين.
دو ساعت قبل از شروع مسابقه، جمعیت زیادی در مقابل ورزشگاه تجمع کرده بودند.
💡 عملت الشرطة على السيطرة على الحشود بعد الحادث المفاجئ في وسط المدينة.
پس از این حادثه ناگهانی در مرکز شهر، پلیس برای کنترل جمعیت وارد عمل شد.
💡 عندما يحل المساء، وترحل الحشود تدريجيًا وتبقى الساحة هادئة.
وقتی عصر فرا میرسد، جمعیت به تدریج آنجا را ترک میکنند و میدان همچنان ساکت میماند.
💡 رحبت المدينة بـ الحشود القادمة من مختلف المناطق للمشاركة في المهرجان.
این شهر پذیرای جمعیتی از مناطق مختلف برای شرکت در این جشنواره بود.
💡 مرَّ الرجل القصير بسرعة بين الحشود حتى وصل إلى الباب.
مرد کوتاه قد به سرعت از میان جمعیت گذشت تا به در رسید.
💡 تحركت الحشود ببطءٍ شديدٍ بسبب ضيق الشارع وكثرة السيارات.
به دلیل باریک بودن خیابان و تعداد زیاد ماشینها، جمعیت خیلی آهسته حرکت میکردند.
💡 زادت الحشود حترًا في القاعة أثناء الانتظار الطويل.
در طول انتظار طولانی، ازدحام جمعیت در سالن بیشتر و بیشتر میشد.