الجذ

🌐 ریشه

این واژه به معنی «بریدن، قطع کردن، ریشه‌کن ساختن» است و گاهی در متون قدیمی‌تر معنای «درخت را از ریشه کندن یا از بن جدا کردن» را می‌دهد.

اسم (noun)

📌 فرسایش

جمله سازی با الجذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الولايات المتحدة، أحد أكثر الأسباب شيوعا هو استئصال الكلية جزئيا أو الجذ الحراري لآفة في الكلى.

در ایالات متحده، یکی از شایع‌ترین علل، نفرکتومی جزئی یا تخریب حرارتی ضایعه کلیوی است.

💡 يتم إرسال ترددات إشعاعية (RF) من جهاز خاص خلال قسطرة الجذ إلى القلب.

سیگنال‌های رادیوفرکانسی (RF) از یک دستگاه مخصوص و از طریق کاتتر به قلب ارسال می‌شوند.

💡 أزال المزارع الجذ من الأرض بعد أن جفّت الشجرة بالكامل.

کشاورز پس از خشک شدن کامل درخت، کنده را از زمین جدا کرد.

💡 حاول العمّال تنظيف الجذ الكبير قبل بدء إعادة زراعة المكان.

کارگران سعی کردند ریشه بزرگ را قبل از شروع کاشت مجدد منطقه تمیز کنند.

💡 بقي الجذ في الحقل بعد قطع النخلة، فاستُخدم لاحقًا للوقود.

کنده پس از قطع درخت نخل در مزرعه باقی ماند و بعداً برای سوخت استفاده شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران