الثلوج

🌐 برف

جمعِ «الثلج» است و به معنی «برف‌ها» یا «مناطق برفی / بارش‌های برف» می‌آید. در کاربرد عمومی، برای اشاره به چند نوبت برف یا حجم زیادی از برف به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برف

📌 بارش برف

📌 یخ

📌 دانه‌های برف

📌 برفی

📌 توده‌های برف

جمله سازی با الثلوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تغطي الجبال الثلوج في الشتاء فتبدو كأنها لوحات بيضاء.

در زمستان، کوه‌ها پوشیده از برف هستند و مانند نقاشی‌های سفید به نظر می‌رسند.

💡 غطت الثلوج فروعها فأصبحت الحديقة تبدو كأنها لوحة بيضاء جميلة.

برف شاخه‌هایش را پوشانده بود، برای همین باغ مثل یک نقاشی سفید زیبا به نظر می‌رسید.

💡 توقعت الأرصاد أن تهطل الثلوج مساءً فوق الجبال العالية.

هواشناسی پیش‌بینی کرده بود که عصر امروز برف در ارتفاعات ببارد.

💡 تراكمت الثلوج في الساحة حتى غطّت المقاعد والأشجار.

برف در میدان انباشته شد تا جایی که نیمکت‌ها و درختان را پوشاند.

💡 كيف تبدو الثلوج في الجبال بعد هطول مطرٍ خفيف؟

برف بعد از باران سبک در کوهستان چه شکلی است؟

💡 خلال الشتاء، تراكمت تراكمت الثلوج على الطرق الجبلية وأغلقت بعض الممرات.

در طول زمستان، برف در جاده‌های کوهستانی انباشته شد و برخی از مسیرها را بست.

💡 تُغطي الثلوج القمم في الشتاء، فيبدو المشهد كأنه لوحة بيضاء مذهلة.

برف در زمستان قله‌ها را می‌پوشاند و منظره را مانند یک نقاشی سفید خیره‌کننده می‌کند.

💡 ‬فكل زاوية من‬ ‫هذا البيت تحمل ذكريات وأحاديث كثيرة بيننا‬ ‫تذكرت عندما كنا في الشتاء الماضي هنا في هذه الغرفة وعندما‬ ‫هطلت الكثير من الثلوج‪

هر گوشه از این خانه خاطرات و گفتگوهای زیادی بین ما را در خود جای داده است. یادم آمد زمستان گذشته که اینجا در این اتاق بودیم و برف زیادی بارید.

💡 كانت القرية البعيدة معزولة في الشتاء بسبب الثلوج الكثيفة.

این روستای دورافتاده در زمستان به دلیل برف سنگین، منزوی بود.

💡 أغلقت السلطات بعض المدارس بسبب كثرة الثلوج في المنطقة.

مقامات به دلیل بارش شدید برف در این منطقه، برخی مدارس را تعطیل کردند.

💡 تساقطت الثلوج على الجبال فازدادت المناظر جمالًا وروعة.

برف روی کوه‌ها می‌بارید و منظره را زیباتر و باشکوه‌تر می‌کرد.

کلمات مرتبط