التعمل
🌐 کار کردن
«التعمل» از نظر کاربرد رایج عربی کمتر شناختهشده است، اما در برخی ساختها میتواند بهمعنای «بهکار بردن، عمل کردن، یا خود را به کاری واداشتن» نزدیک باشد؛ در فارسی میتوان آن را بسته به بافت، «عملکردن» یا «بهکارگیری» فهمید، هرچند این واژه بهتنهایی چندان رایج نیست.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رسیدگی
📌 مشکل
جمله سازی با التعمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أظهر الموظفون قدرة جيدة على التعمل تحت الضغط خلال موسم الذروة.
کارکنان توانایی خوبی برای کار تحت فشار در فصل اوج کار نشان دادند.
💡 يحتاج بعض العمال إلى وقت طويل حتى يفهموا نظام التعمل الجديد داخل المصنع.
بعضی از کارگران برای درک سیستم کاری جدید در کارخانه به زمان زیادی نیاز دارند.
💡 واجه الفريق صعوبة في التعمل مع الإجراءات الرقمية في البداية.
این تیم در ابتدا کنار آمدن با رویههای دیجیتال را دشوار یافت.