الباب

🌐 درب

«الباب» یعنی «در» یا «دروازه»، و به‌طور مجازی نیز به معنی «بخش»، «فصل» یا «موضوع» در کتاب‌ها و متون علمی به‌کار می‌رود. این واژه از رایج‌ترین کلمات عربی است و هم معنای فیزیکی دارد و هم معنای ساختاری در متن.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درب

📌 بخش

📌 ضربه زدن

📌 دروازه

📌 فصل

📌 الباب

📌 قسمت

جمله سازی با الباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬كان هناك‬ ‫ْ‬ ‫رسالة ُوضعت على الباب أمسكها ليقرأها

پیامی روی در بود؛ او آن را برداشت تا بخواند.

💡 وقف الرجل الاک قرب الباب ينتظر وصول الضيوف.

مرد نزدیک در ایستاده بود و منتظر رسیدن مهمان‌ها بود.

💡 اقف عند الباب حتى يأتي الدور عليك.

کنار در بایستید تا نوبتتان شود.

💡 أعرفُ الفتاةَ التي تقفُ عند الباب منذ قليل.

من دختری را که کمی پیش دم در ایستاده بود، می‌شناسم.

💡 وقف الحص قرب الباب ينتظر صاحب المزرعة بصبرٍ واضح.

اسب نزدیک در ایستاده بود و صبورانه منتظر کشاورز بود.

💡 كان الباب الثقيل يصدر صوتًا عاليًا كلما فتحه الحارس.

هر وقت نگهبان در سنگین را باز می‌کرد، صدای بلندی ایجاد می‌کرد.

💡 توقّف عند الباب ثم نظرَ ال به كأنَّه يريدُ شرحَ الأمر مرّةً أخرى.

او کنار در ایستاد و به آن نگاه کرد، انگار می‌خواست موضوع را یک بار دیگر توضیح دهد.

💡 طرق الضيف الباب ثم انتظر قليلًا.

مهمان در زد و سپس کمی منتظر ماند.

💡 أغلق الأب الباب قبل أن يخرج من البيت.

پدر قبل از خروج از خانه، در را بست.

💡 كان الباب مفتوحًا عندما دخلتُ إلى الغرفة.

وقتی وارد اتاق شدم، در باز بود.

💡 اقتربوا من الباب بصمت حتى لا يزعجوا النائمين.

آنها بی سر و صدا به در نزدیک شدند تا مزاحم خواب آلودگان نشوند.

💡 ‬وال يعلم بأنه‬ ‫صوت الباب يفتح يكسر الصمت والظالم‬ ‫اً‬ ‫الخاسر األكبر هنا

و نمی داند که صدای باز شدن در، سکوت را می شکند و ظالم اینجا بزرگترین بازنده است.

💡 هذا الكرسي الباب لي، وقد حجزته منذ الصباح.

این صندلی برای من است و من امروز صبح آن را رزرو کردم.

💡 ‫ثننالة طرقننات علننى بنناب الغرفننة قبننل أن ينندير المقننب ليُفننتح‬ ‫الباب‪

قبل از اینکه دربان برگردد تا در را باز کند، دو ضربه به در اتاق زده شد.

کلمات مرتبط