الإسراع
🌐 عجله کن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شتاب دادن
📌 تسریع کردن
📌 سرعت بخشیدن
📌 سریع
📌 شتاب
جمله سازی با الإسراع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاج الطبيب إلى الإسراع في إجراء الفحوصات لإنقاذ المريض.
پزشک برای نجات بیمار باید معاینات را تسریع کند.
💡 نصح الأب ابنه بعدم الإسراع أثناء القيادة في الطرق المزدحمة.
پدر به پسرش توصیه کرد که هنگام رانندگی در جادههای شلوغ سرعت نگیرد.
💡 لقد أبلغتکم بأن الموعد النهائي قريب، ولذلك يجب الإسراع في العمل.
من به شما اطلاع دادهام که مهلت نزدیک است، بنابراین باید کار را تسریع کنیم.
💡 طلبَ القائدُ من الفريقِ الإسراع في إنهاءِ المهمةِ قبلَ الغروب.
فرمانده از تیم خواست که عجله کنند و ماموریت را قبل از غروب آفتاب به پایان برسانند.
💡 يؤدي الإسراع غيرُ المدروسِ أحيانًا إلى أخطاءٍ مكلفةٍ في العمل.
عجلهی بیمورد گاهی منجر به اشتباهات پرهزینه در محل کار میشود.
💡 أدى الإسراع في الرد إلى حل المشكلة قبل أن تتفاقم.
واکنش سریع، مشکل را قبل از تشدید شدن حل کرد.
💡 فهم الطبيب ضرورة الإسراع بالعلاج قبل أن تتفاقم الحالة.
پزشک متوجه شد که قبل از بدتر شدن وضعیت، باید درمان را تسریع کند.