الإحالة
🌐 ارجاع
اسم (noun)
📌 ارجاع
📌 مرجع
📌 تکلیف
📌 انتقال
📌 ارجاع دادن
📌 وابسته
جمله سازی با الإحالة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أرسلَ الطبيبُ المريضَ إلى الاختصاصيّ عبرَ الإحالة الرسميةِ من العيادةِ العامة.
پزشک، بیمار را از طریق معرفینامه رسمی از کلینیک عمومی به متخصص فرستاد.
💡 عملية الإحالة ينبغي أن تكثف حينما يكون ذلك ممكنا عمليا.
روند ارجاع باید تا حد امکان تشدید شود.
💡 وصلتْ الإحالة إلى القسمِ القانونيّ لمراجعةِ التفاصيلِ واتخاذِ القرارِ المناسب.
این ارجاع به بخش حقوقی رسیده است تا جزئیات را بررسی و تصمیم مقتضی را اتخاذ کند.
💡 يتيح هذا البرنامج المساعد إدراج رابط الإحالة بسهولة في منشورات المدونة.
این افزونه به شما امکان میدهد به راحتی لینک ارجاع را در پستهای وبلاگ قرار دهید.
💡 قد تتطلّبُ بعضُ المعاملاتِ الحكوميةِ الإحالة إلى أكثرَ من دائرةٍ قبلَ الموافقة.
برخی از معاملات دولتی ممکن است قبل از تأیید نیاز به ارجاع به بیش از یک بخش داشته باشند.