توقل

لغت نامه دهخدا

توقل. [ ت َ وَق ْ ق ُ ] ( ع مص ) بر کوه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). دور برشدن بز کوهی ، بر کوه. ( زوزنی ). بر کوه برآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ومن المجاز: توقل فی مصاعد الشرق. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بر کوه شدن دور بر شدن بز کوهی بر کوه

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز