لغت نامه دهخدا
مدکر. [ م ُدْ دَ ک ِ ] ( ع ص ) ( از «ذ ک ر» ) یادآورنده. ( از ناظم الاطباء ). متعظ. ( یادداشت مؤلف ) : و لقد ترکناها آیة فهل من مدکر. ( قرآن 15/54 ).
مدکر. [ م ُدْ دَ ک ِ ] ( ع ص ) ( از «ذ ک ر» ) یادآورنده. ( از ناظم الاطباء ). متعظ. ( یادداشت مؤلف ) : و لقد ترکناها آیة فهل من مدکر. ( قرآن 15/54 ).
یاد آورنده
[ویکی الکتاب] معنی مُّدَّکِرٍ: یاد آور - متذکّر- کسی که به یاد آورد - تذکّر گیرنده (در اصل "مذ ْتَکِر "(اسم فاعل)در باب افتعال بوده که تا و ذال به دال تبدیل شده اند)
ریشه کلمه:
ذکر (۲۹۲ بار)