پیرمهر

لغت نامه دهخدا

پیرمهر. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی جزءدهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل. واقع در 12هزارگزی خاور کرمی و 12هزارگزی شوسه کرمی به بیله سوار. جلگه ، گرمسیر. دارای 483 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ اسم ها

اسم: پیرمهر (پسر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: pir mehr) (فارسی: پيرمهر) (انگلیسی: pir mehr)
معنی: محبت و دوستی کهن
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم