لغت نامه دهخدا
وطء. [ وَطْءْ ] ( ع مص ) سپردن چیزی را زیر پای.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رفتن وپایمال کردن. ( غیاث اللغات ). || گائیدن زن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آماده کردن و نرم و آسان گردانیدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): هی اشد وطاء؛ ای قیاماً ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )، ای اوفق للقیام. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) زمین نشیب میان زمینهای بلند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).