قراتکین

لغت نامه دهخدا

قراتکین. [ ق َ ت َ ] ( اِخ ) یکی از فرمانروایان سامانی است که به سال 308 هَ. ق.حکومت داشت. ( از معجم الانساب چ زامباور ج 1 ص 79 ).
قراتکین. [ ق َ ت َ ] ( اِخ ) ( مرغزار... )جائی است که در یک منزلی همدان واقع است. رجوع به اخبارالدولة السلجوقیه چ لاهور ص 104، 119 و 146 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از امرای سامانی که بسال ۳٠۸ ه ق . حکومت داشت .
جائی است که در یک منزلی همدان واقع است .

فرهنگ اسم ها

اسم: قراتکین (پسر) (ترکی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: gharatkin) (فارسی: قراتکین) (انگلیسی: gharatkin)
معنی: نام یکی از امیران سامانی، غلام سیاه

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:منصور بن قراتکین ( ـ۳۴۰ق)
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم