لغت نامه دهخدا
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین. دارای 415 تن سکنه است. آب آن از دو رشته قنات. و محصول آن غلات ، چغندرقند، بادام ، سیب و قیسی است. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران. دارای 364تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات ، صیفی و چغندرقند است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء بخش کن شهرستان تهران 1000 گزی جنوب کن. دارای 792 تن سکنه است.آب آن از قنات و از نهر یافت آباد و رودخانه کرج است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت میباشد. دبستان دارد و طایفه تیموری در آنجا ساکن هستند. سر راه فرعی تهران به علیشاه عوض شهریار واقع شده و همه روز ماشین رفت و آمد میکند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران. دارای 132 تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن صیفی ، چغندرقند، انگور و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مهرانرودفر بخش بستان آباد شهرستان تبریز. دارای 2306 تن سکنه است. آب آن از رودخانه سعدآباد و چشمه است. محصول آن غلات ، سیب زمینی ، یونجه ودرخت تبریزی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از ولدیان بخش حومه شهرستان خوی. دارای 544 تن سکنه است. آب آن از رود قطور و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش نمین شهرستان اردبیل. دارای 534 تن سکنه است. آب از رود قره سو و محصول آن غلات و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
سعیدآباد. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه. دارای 323تن سکنه است. آب آن از قلعه چای و چشمه و محصول آن غلات ، کشمش و بادام است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).