حلیا

لغت نامه دهخدا

حلیا. [ ح ُ ل َی ْ یا ] ( ع اِ ) گیاهی است. || نوعی از طعام های عربان. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ اسم ها

اسم: حلیا (دختر) (عربی، فارسی) (تلفظ: halyā) (فارسی: حَليا) (انگلیسی: halya)
معنی: آرایش، زینت و زیور، خوش آمدن در چشم، زیور و آرایش، مرکب از حلی عربی و الف تانیث فارسی، پیرایه
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم