لغت نامه دهخدا
هزء. [ هََ زْءْ ]( ع مص ) شکستن چیزی را. || به سرما کشتن شتر را. || جنبانیدن راحله را و حرکت دادن. || مردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
هزء. [ هَُ زْ ءْ / هَُ زُءْ ] ( ع مص ) فسوس کردن به کسی. ( منتهی الارب ). فسوس. ( ترجمان جرجانی ) ( اقرب الموارد ). در اقرب الموارد به فتح اول و سکون دوم هم ضبط شده.