یاسان

لغت نامه دهخدا

یاسان. ( ص ) لایق و سزاوار. ( برهان ).
یاسان. ( اِخ )به عقیده پارسیان پیغمبر چهارم است از مهاباد و پیش از گلشاه و کیومرز بوده در دساتیرنامه هست به زبان غریب که گویند زبان آسمانی است و براو نازل شده و در رسالات پارسیان نیز از تحقیقات حکمتی او سخنان بسیار است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). اما کلمه و معنی آن کلامجعول و برساخته است رجوع به مقدمه لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

لایق و سزاوار

فرهنگ اسم ها

اسم: یاسان (پسر) (فارسی، ترکی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: yāsān) (فارسی: ياسان) (انگلیسی: yasan)
معنی: نام یکی از پیغمبران باستانی ایران، ( دساتیر )، از برساخته های فرقه ی آذرکیوان، ( اَعلام ) یاسان را نام پیغمبری دانسته اند و کتابی به نام «نامه شت و خشور یاسان» در دساتیر درج شده است، ( در اعلام ) یاسان را نام پیغمبری دانسته اند و کتابی به نام ' نامه شت و خشور یاسان ' در دساتیر درج شده است، در دساتیر کتابی به نام نامه شت و خشور به او نسبت داده شده است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم