لغت نامه دهخدا
باگه. [ گ ِ ] ( اِخ ) نام پدر مردونت فرمانده دسته ای از اهالی جزایر اری تره که در جنگ میکال بکمک خشیارشا شرکت داشت. و رجوع به ایران باستان پیرنیا ج 1 ص 737 شود.
باگه. [ گ ِ ] ( اِخ ) نام پدر مردونت فرمانده دسته ای از اهالی جزایر اری تره که در جنگ میکال بکمک خشیارشا شرکت داشت. و رجوع به ایران باستان پیرنیا ج 1 ص 737 شود.
اسم: باگه (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: bage) (فارسی: باگه) (انگلیسی: bage)
معنی: نام یکی از سرداران هخامنشی
باگه (برزیل). باگه ( به پرتغالی: Bagé ) یک منطقهٔ مسکونی در برزیل است که در ریو گرانده جنوبی واقع شده است. باگه ۴٬۰۹۵٫۵ کیلومتر مربع مساحت و ۱۲۱٬۳۳۵ نفر جمعیت دارد و ۲۱۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا خاکش نپوشیدند بر روی که باگه این کند گربه چو افتاد
💡 باگه در ملک فقر سلطانیم جان نثاران کوی جانانیم