لغت نامه دهخدا
صابرون. [ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ صابر.
صابرون. [ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ صابر.
( صفت اسم ) جمع صابر در حالت رفعی ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
[ویکی الکتاب] معنی صَّابِرُونَ: صبرکننده ها(کلمه صبر به طور کلی به معنای حبس و نگهداری نفس است در برابر عمل به مقرراتی که عقل و شرع معتبر میشمارند و یا ترک چیزهایی که عقل و شرع اقتضاء میکنند که نفوس را از ارتکاب آن حبس کرد .)
ریشه کلمه:
صبر (۱۰۳ بار)