مول مول کردن

لغت نامه دهخدا

مول مول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درنگ کردن. به تأخیر انداختن. این دست آن دست کردن:
بیهده چه مول مولی می کنی
در چنین چه کو امید روشنی.مولوی.

فرهنگ فارسی

درنگ کردن. به تاخیر انداختن.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز