مول مول کردن

لغت نامه دهخدا

مول مول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درنگ کردن. به تأخیر انداختن. این دست آن دست کردن:
بیهده چه مول مولی می کنی
در چنین چه کو امید روشنی.مولوی.

فرهنگ فارسی

درنگ کردن. به تاخیر انداختن.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز