لغت نامه دهخدا
بصروی. [ ب ُ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بُصری ̍ که قریه ای است پهلوی عکبرا. ( از سمعانی ) ( از ناظم الاطباء ).
بصروی. [ ب ُ رَ ] ( اِخ ) محمد بصروی شاعر ابن محمدبن خلف. ( منتهی الارب ). ابوالحسن محمدبن محمدبن خلف بصروی شاعر، او را شعر نیکوست. علم کلام را بر شریف مرتضی قرائت کرد و در ربیعالاول سال 443 هَ. ق. درگذشت. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).