لغت نامه دهخدا
ابومحذوره. [ اَ م َ رَ ] ( اِخ ) الجمحی القرشی. سمرةبن معیر یا سمرةبن مغیره یا سمرةبن معین. صحابی است. او پس از غزوه حنین مسلمانی گرفت و رسول صلوات اﷲ علیه مؤذنی مکه وی را داد. او عظیم جهوری الصوت بود چنانکه وقتی عمربن الخطاب بدو گفت : با این بلندی که آواز برآری بیم نداری که پوست شکمت از هم بدرد. وفات وی به سال 59 هَ. ق. بود و صاحب استیعاب گوید به سال 79 هَ. ق.
ابومحذوره. [ اَ م َ رَ ] ( اِخ ) ضمرةبن معیر یا معیر اوس. صحابی است.