برپا شدن

لغت نامه دهخدا

برپا شدن. [ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ایستادن. قیام. پا شدن. خاستن. برخاستن : شورش جنگ برپا شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز