لغت نامه دهخدا
قلعه کهنه. [ ق َ ع َ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش مهران شهرستان ایلام، واقع در 2هزارگزی شمال باختری مهران و کنار راه شوسه ایلام. سکنه آن 15 تن است. یک باغ دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه کهنه. [ ق َ ع َ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 20هزارگزی شمال باختر، کرمانشاهان و 5هزارگزی شمال راه فرعی نیلوفر. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 147 تن است. آب آن از سراب نیلوفر و محصول آن غلات، و حبوبات است، راه مالرو دارد. در فصل تابستان از خشکی اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه کهنه.[ ق َ ع َ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 6هزارگزی شمال شهر کرمانشاه کنار رودخانه قره سو. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 220 تن است. آب آن از قنات و رودخانه قره سو و محصول آن غلات، حبوبات، سبزی، چغندرقند، لبنیات، بستان کاری و شغل اهالی زراعت و گله داری است. در تابستان از طریق چاله اتومبیل میتوان برد. این ده در آمار جزء دهستان میان دربند منظور شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه کهنه. [ ق َ ع َک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قراتوره بخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در 40هزارگزی شمال خاور دیواندره و 5هزارگزی شمال باختر قره گل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 300 تن است. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه کهنه. [ ق َ ع َ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گل تپه فیض اﷲبیگی شهرستان سقز، واقع در 33هزارگزی شمال خاوری سقز و 4هزارگزی خاور جغتوچای. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 500 تن است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، لبنیات، توتون، قلمستان و شغل اهالی زراعت، و گله داری است. راه مالرو و دبستان دارد. در فصل خشکی از طریق صاحب ولذگی اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه کهنه. [ ق َ ع َ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تیلکوه بخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در 54هزارگزی شمال باختری دیواندره و 12هزارگزی شمال شوسه دیواندره به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 500 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، روغن، پشم و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).