لغت نامه دهخدا
مصحاح. [ م ِ ] ( ع ص ) آنکه در برابر بیماریها بایستد و مقاومت کند. مقابل ممراض. ( یادداشت مؤلف ).
مصحاح. [ م ِ ] ( ع ص ) آنکه در برابر بیماریها بایستد و مقاومت کند. مقابل ممراض. ( یادداشت مؤلف ).
💡 اين واژه مبالغه در سالم است؛ نظير صحيح و مِصْحاج يا مريض و مِمْراض. مبالغه در صحّت يا مرض، شامل همه مراحل قوّه، فعل و انفعال مى شود و مثلاً مصحاح به معناى انسان يا حيوان سالمى است كه دير مريض مى شود و تا حدّ امكان در برابر بيمارى دفاع مى كند واز مزاجى بسيار سالم و قوى برخوردار است؛ چنان كه ممراض، ضعيف تر از مريض است و به كسى گفته مى شود كه مزاج بسيار ناتوانى دارد و خيلى زود بيمار مى شود. پس (مسلّمة ) حيوانى قوى تر از سالم و از هر عيبى به دور است كه اصلاً جايى براى عيب جويى در آن نيست.
💡 اين واژه مبالغه در سالم است؛ نظير صحيح و مِصْحاج يا مريض و مِمْراض. مبالغه در صحّت يا مرض، شامل همه مراحل قوّه، فعل و انفعال مى شود و مثلاً مصحاح به معناى انسان يا حيوان سالمى است كه دير مريض مى شود و تا حدّ امكان در برابر بيمارى دفاع مى كند واز مزاجى بسيار سالم و قوى برخوردار است؛ چنان كه ممراض، ضعيف تر از مريض است و به كسى گفته مى شود كه مزاج بسيار ناتوانى دارد و خيلى زود بيمار مى شود. پس (مسلّمة ) حيوانى قوى تر از سالم و از هر عيبى به دور است كه اصلاً جايى براى عيب جويى در آن نيست.