لغت نامه دهخدا
شمیت. [ ش َ ] ( از ع، اِمص، اِ ) ملامت و شماتت. || فتنه. غوغا. ( ناظم الاطباء ).
شمیت. [ ش َ ] ( از ع، اِمص، اِ ) ملامت و شماتت. || فتنه. غوغا. ( ناظم الاطباء ).
مذمت و شماتت یا فتنه و غوغا
شمیت (آلمان). شمیت ( به آلمانی: Schmitt ) یک شهر در آلمان است که در کوخم - تسل واقع شده است. شمیت ۱۵۷ نفر جمعیت دارد.
💡 بعد از هفت ماه به مشورت جادوگران خود تابوت را دوباره به اسراییل بازگرداندند. تابوت در بت شمیت قرار گرفت. مردان بت شمش از روی کنجکاوی به تابوت نگاه کردند و هفتاد نفر از آنان توسط خداوند کشته شدند. تابوت به فرزندان آبیناداب سپرده شد. در زمان طالوت تابوت در زمان جنگ با فلسطین در دست او بود؛ ولیکن بر اساس عهد عتیق مردم در زمان طالوت با تابوت مشورت نمیکردند.
💡 نسل جوانتر مکتب فرانکفورت یورگن هابرماس و آلفرد شمیت بودند.