لغت نامه دهخدا
سنگ سیاه. [ س َ گ ِ ] ( اِخ ) حجرالاسود. ( شرفنامه منیری ) :
بشب چون مردمک را جلوه گاه است
که در کعبه محک سنگ سیاه است.حکیم زلالی ( از آنندراج ).رجوع به حجرالاسود شود.
سنگ سیاه. [س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومه شهرستان مشهد. دارای 231 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).