لغت نامه دهخدا
( حینة ) حینة. [ ن َ ] ( ع اِ ) وقت معین دوشیدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). متی حینة ناقتک؛ اَی وقت حلبها. || مقدار شیر ناقه: و کم حینة ناقتک؛ ای کم حلابها یعنی چند شیر میدهد. || یک بار خوردن. ( منتهی الارب ). یک بار طعام خوردن در شبانه روز.( بحر الجواهر ): هویأکل الحینة ( و یفتح )؛ او میخوردیک بار در روز و شب. ( منتهی الارب ). یک بار در روز ووشب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || حین: ما القاء الاالحینة بعد الحینة؛ اَی الحین بعدالحین. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به حین شود.